فرصت یابی (منظر یک):

 

پس از هدفگذاری نیازمند فرصت یابی در جهت رسیدن به اهداف و خواسته هایمان هستیم. نمی توان هدفگذاری کرد و نشست، چرا که هدف بدون عمل و عمل بدون هدف آب در هاون کوبیدن است.

فرصت یابی با فرصت سازی متفاوت است. در واقع فرصت یابی عبارت است از جستجو و یافتن فرصت هایی که به خودی خود وجود دارند حال آنکه فرصت سازی عبارت است از ساختن و فراهم کردن فرصت.

معتقدم که هزاران هزار فرصت در حواشی و پیرامون ما در جهت رسیدن ما به اهداف مد نظرمان وجود دارد که ندیدن آنها در واقع نادیده گرفتن آنهاست و نه نبودن آنها، اما چرا ما در دیدن و یافتن بسیاری از فرصت های موجود پیرامون خودمان ناکام مانده ایم؟ سوالی بحث برانگیز است که البته پاسخ های منطقی برای آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

یافتن و شناسایی فرصت های موجود و یا در اصطلاح فرصت یابی نیازمند رعایت نکات و مناظر بسیاری است که البته فرصت یابی نسبت به ۵ سوی اهداف دارای ۷ منظر مشترک است که در این مقاله به شرح مختصر یک منظر از ۷ منظر مشترک فرصت یابی می پردازیم:

اگر هدفگذاری دقیق و صحیحی در زندگی داشته باشیم به این درک رسیده ایم که می خواهیم دقیقا به کجا و به چه نقطه ای برسیم اما باید به این درک نیز برسیم که دقیقا در چه نقطه و جایگاهی قرار داریم تا مبدأ حرکت ما نیز مشخص شود و بتوانیم نقشه راه دقیقی را نیز تصویر کنیم.

علاوه بر آن بایستی نسبت به رفع ترمزها و موانع حرکتی نیز اقدام کنیم. یکی از موانع حرکت ما تحلیل های نادرست ما ناشی از مقیاس زندگی و شرایط دیگران با خودمان است، شاید لازم نباشد از این قیاس دست بکشیم بلکه کافی است تحلیل بهتری داشته باشیم، ما می توانیم با نگاهی به زندگی دیگران داشته های آنها را بعنوان مبدأ حرکت آنها و داشته ها و نقطه ای که در آن ایستاده ایم را بعنوان مبدأ حرکت خودمان در نظر بگیریم و موضوع را اینطور تحلیل کنیم که ما و دیگران مسافرانی هستیم که تنها مبدأ حرکتمان نسبت به یکدیگر تفاوت دارد و ممکن است دیگرانی که مبدأ حرکتشان به مقصد نزدیک تر است زودتر به مقصد برسند اما زودتر رسیدن آنها دلیل بر نرسیدن و مانع حرکت ما نمی شود.

اگر تحلیل حاصل از قیاس وضعیت و شرایط دیگران را با شرایط خودمان، به شرحی که گفته شد تغییر دهیم اولا انگیزه حرکت و تکاپو را در خودمان ایجاد و تقویت کرده ایم و ثانیا فاصله ی ارتباطی خود را با اغلب اطرافیان خود کمتر می کنیم.

فاصله هایی که گاه در ذهن انجام می شود و باعث دوری ما از آنها شده است، فاصله هایی است که واقعیت ندارند، اگر ما با تحلیل های نادرست، ازافرادی که شرایط بهتری نسبت به ما دارند فاصله بگیریم، در واقع از تجارب، مهارتها و گذاره ها و گزینه های بهتری که می توانیم از آن برخوردار شویم فاصله گرفته ایم، محرومیت از این فرصت ها محرومیت از سرعت بخشیدن به حرکت خودمان است که بر اساس همان تحلیل نادرست توسط ناخودآگاهمان برنامه ریزی می شود، در حالی که اگر تحلیل مبدأ را ملاک قرار دهیم ناخودآگاهمان فاصله ی ارتباطی ما را با دیگران به طرز عجیبی کاهش داده و دریچه ی جدیدی از ارتباطات را برای استفاده از بهترین فرصت هایی که خدا می داند از کجا ایجاد می شود می گشاید.

آنچه مطالعه فرمودید شرح مختصر یک منظر از ۷ منظر فرصت یابی تحت عنوان ” شناخت مبدأ و منابع خود نسبت به دیگران ” بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *